معمای پیروزی در غرب آسیا با قیاس عاشورا حل میشود. تابآوری ۴۰ روزه تهران پس از شهادت فرماندهان، مدل آمریکایی مهار را شکست.
به گزارش نیمرخ/ «محمد صادق رجبی» در یادداشتی تحلیلی نوشت:ایران جایگاه «ابرقدرت بازدارنده» را در نظام بینالملل برای خود تثبیت کرده است؛ از این منظر ابر قدرتهای جهان امروز به سه دسته تقسیم میشوند:
۱. آمریکا، ابرقدرت هژمونیک
کشوری که از منظر خود با تکیه بر زور و دلار سعی در نظم دهی به جهان دارد، اما شاخصهای میدانی و قدرت نرم آن روندی نزولی و به عبارتی «در حال افول» را تجربه میکند.
۲. چین، ابرقدرت نو ظهور
قدرتی که با معماری اقتصاد و زیرساخت، بیسروصدا در حال فتح قلههای جهانی است؛ روندی صعودی و رو به ظهور.
۳. ایران، قدرتی با توانایی وتوی راهبردی
کشوری که نه به دلیل ناتوانی، که بر اساس یک راهبرد عزتمندانه و ایدئولوژیک، هیچ قصد و نیّتی برای کشورگشایی یا جهان گشایی ندارد، اما در عین حال ثابت کرده است که میتواند طرحهای ابرقدرتها را در منطقه خود یعنی غرب آسیا با قدرت وتو کند.
برخی تحلیلهای موسوم به «جریان اینترنشنال» که با ژورنالیسم یک بعدی غربی عجین شدهاند، سعی در القای این گزاره دارند که «آمریکا و اسرائیل، رهبر و دهها مقام ارشد ایران را به شهادت رساندند، اما تهران نتوانست پاسخ متقابلی در ترور فیزیکی بدهد؛این استدلال اما در چهارچوب تفکر شیعی و راهبرد جمهوری اسلامی ایران اساساً بیپایه است.برای درک این تناقض ظاهری، کافی است به واقعه عاشورا نگاه کنیم.
مستندات تاریخی نشان میدهد که شیعیان، امام حسین (ع) را با وجود شهادت ۷۲ تن در برابر لشکری چند هزار نفری نه بازنده، بلکه پیروز نهایی میدانند؛ میراث کربلا «پیروزی خون بر شمشیر» بود نه یک برد نظامی، که یک رسوایی ابدی برای دستگاه یزید.
میناب؛ نقطهای که آبروی ترامپ و نتانیاهو برای همیشه رفت
به اعتراف منابع بینالمللی از جمله بیبیسی و نیویورک تایمز، آمریکا با یک موشک تامهاوک به مدرسه «شجره طیبه» میناب حمله کرد. نتیجه این «مثلاً اشتباه اطلاعاتی» که پنتاگون هنوز پس از ۸۰ روز از پذیرفتن آن طفره میرود، شهادت بیش از ۱۵۰ کودک دبستانی بود.
به همین قیاس، با شهادت رهبر انقلاب در بیت خود و شهادت آن کودکان، آبروی ترامپ و نتانیاهو برای همیشه در تاریخ رفت و رسوا شدند. مکانیزم جنگی آمریکا در برابر کشوری که مرگ در مسیر جهاد را «شهادت» میداند و در سرزمینی با اقتضائات دفاعی خاص قرار گرفته است، پاسخگو نیست.
40 روز تاب آوری؛ سئوالی که واشنگتن را به چالش کشید
تنها کشوری که در تاریخ رویارویی مستقیم با آمریکا داشته و چهل روز جنگ و آتش را تاب آورده،«ایران» است؛ آن هم با ظرفیت پاسخگویی همزمان به آمریکا و تمام متحدان آمریکا با عناوینی مثل پایگاه نظامی دادن در منطقه غرب آسیا. همین حالا نیز آتشبس برقرار است، اما سوال اساسی اینجاست: آیا قدرت دیگری توان این نوع مقابله را داشت؟
فتنههای ۱۸ و ۱۹ دیماه که با پروژه «ناراضیسازی مردم» توسط آمریکا طراحی شده بود، در کشور اجرا و البته خنثی شد. اگر آن بصیرت، آگاهی و روشنگری توسط نهادهای مسئول بیشتر تبیین میشد، شاید جانباختگان و شهدای دیماه را نداشتیم و شهادت رهبری و فرماندهان رخ نمیداد – آنگاه با قدرت بیشتری به آمریکا پاسخ داده میشد.
اما از این منظر باید نگاه کرد: چرا ایران در این جنگ برنده است؟
چون اتفاقاً رهبرش و فرماندهان ارشدش در روز نخست به شهادت رسیدند، با این حال ایران نه تنها فرو نپاشید، بلکه جنگید و کم نیاورد. آیا آمریکا میتواند در روز نخست یک جنگ، مرگ همزمان ترامپ و کلیه فرماندهان ارشد خود را تجربه کند و سپس ۴۰ روز دیگر بجنگد؟ بدیهی است که خیر.
روسیه اگرچه همچنان از زرادخانه هستهای عظیمی برخوردار است و در طول تاریخ همواره در زمره دو ابرقدرت اول جهان قرار داشته، اما در الگوی تحلیلی حاضر، معیارهای سهگانه « ادعای نظمدهی جهانی» (همچون آمریکا)، «قدرت اقتصادی نوظهور» (همچون چین) و «قابلیت وتوی طرحهای ابرقدرتها در منطقه خود» (همچون ایران) مدنظر است. جنگ فرسایشی در اوکراین، گسترش ناتو به شرق اروپا و … روسیه را با این سه الگوی تعریف شده از ابرقدرتها متفاوت میسازد.
نتیجه گیری
اگر آمریکا واقعاً به معنای مصطلح «ابرقدرت» است، باید تا امروز به اهداف اعلامی خود یعنی فروپاشی نظام سیاسی ایران، تجزیه آن و سقوط جمهوری اسلامی رسیده بود؛ اما هیچکدام از این اهداف محقق نشده است.
کشتن زنان و کودکان در ایران، غزه و لبنان که این روزها به تخصص اختصاصی اسرائیل و آمریکا تبدیل شده، هرگز نمیتواند سند پیروزی آمریکا در «جنگ تحمیلی سوم» موسوم به «جنگ رمضان» باشد.
پیروزی واقعی از آنِ کشوری است که نه تنها فرو نریخت، بلکه اتحاد مردم ، تاب آوری و بازدارندگی خود را در سخت ترین شرایط به جهان ثابت کرد. از آنِ ایران.ایران برنده این جنگ تمام عیار مستقیم است، نه به خاطر تعداد موشکها، بلکه به خاطر معنایی که از «پیروزی» تعریف کرده است ، بقای عزتمندانه در برابر هژمونی در حال افول آمریکا.